
در این کتاب مقالاتی دربارۀ فلسفۀ ادراک حسی گزینش و ترجمه شدهاند. بجز یک مورد همۀ مقالات از دائرةالمعارف فلسفۀ استنفورد گزینش شدهاند و فقط مقالۀ «معرفتشناسی ادراک حسی»، نوشتۀ دنیل اوبرایان، از دائرةالمعارف اینترنتی فلسفه انتخاب شده است. در فلسفۀ ادراک حسی سه مسئلۀ مهم وجود دارد: 1. متافیزیک ادراک حسی؛ یعنی این مسئله که ادراک حسی چه ماهیتی دارد؟ آیا واسطههایی میان ادراک حسی و جهان وجود دارند یا نه؟ اگر واسطههایی وجود دارند، به صورت اشیای ذهنی غیرفیزیکی وجود دارند یا به صورت محتواهای بازنمودی یا به شیوهای دیگر؟ اگر هیچ واسطهای وجود ندارد، توهم حسی و خطای حسی چه جایگاه وجودیای دارند؟ 2. معرفتشناسی ادراک حسی؛ یعنی ادراک حسی چه نقشی در توجیه باورهای ادراکی ما دارد؟ در چه صورتی، تجربههای ادراکی میتوانند باورهای ادراکی را توجیه کنند؟ 3. محتوای ادراک حسی؛ یعنی تجربههای ادراکی ما چه محتواهایی دارند؟ آیا محتواهایشان جزئیاند یا کلی؟ در موارد توهم حسی و خطای حسی، با چه نوع محتواهایی سروکار داریم؟
سه مقالۀ نخست این کتاب دربارۀ متافیزیک ادراک حسیاند. نخستین مقاله با عنوان «مسئلۀ ادراک حسی» نوشتۀ تیم کرین، مسئلۀ ادراک حسی را روشن میکند. او در این مقاله واقعیتهای مختلف را دربارۀ ادراک حسی که نیازمند تبیین و نظریهپردازیاند، بیان میکند؛ واقعیتهایی همچون شفافیت تجربههای ادراکی، حضور ادراکی و بیرونی بودن متعلقات این تجربه مستقیم بودن تجربههای ادراکی را تقویت میکنند (واقعگرایی مستقیم)، اما واقعیتهایی همچون خطای حسی و توهم حسی این تلقی را تقویت میکنند که میان ادراک حسی و جهان خارج، واسطههایی وجود دارد (واقعگرایی غیرمستقیم). نظریههای مختلف دربارۀ ادراک حسی برای ایجاد سازگاری میان این دو واقعیت متعارض تلاش میکنند؛ برخی از این نظریهها واقعیتهای نخست را ترجیح میدهند و تبیینی ارائه میدهند که دستۀ دوم از واقعیتها نیز در آن بگنجند و برخی برعکس. تیم کرین به چند نظریۀ ادراک حسی اشاره میکند؛ از جمله نظریههای قائل به واقعگرایی غیرمستقیم، نظریۀ دادۀ حسی و التفاتگرایی است. در مقابل، نظریههایی همچون قیدگرایی (دستکم در برخی از تقریرهایش) و انفصالگرایی طرفدار واقعگرایی مستقیماند. کرین بهاختصار از همۀ این نظریهها و ایراداتی که به آنها شده است، بحث میکند.
دومین مقاله با عنوان «دادههای حسی» از مایکل هویمر دربارۀ یکی از برجستهترین دیدگاههای قائل به واقعگرایی غیرمستقیم است. او در این مقاله انواع استدلالها به سود این دیدگاه را بررسی میکند؛ مانند استدلال از طریق تغییر منظری، خطای حسی، توهم حسی، دوبینی، تأخیر زمانی و کیفیات ثانوی. سپس به برخی از انتقادها به نظریۀ دادۀ حسی میپردازد: انتقاد از طریق فیزیکالیسم، مکان دادههای حسی و عدم تعین.
سومین مقاله با عنوان «نظریۀ انفصالی دربارۀ ادراک حسی» نوشتۀ مثیو سوتریو، دربارۀ واقعگرایی مستقیم است. براساس این دیدگاه، ما در تجربههای ادراکی خود مستقیماً و بی هیچ واسطهای با اشیا و ویژگیهای جهان خارج مرتبط میشویم. این نظریه موارد خطای حسی و توهم حسی را از سنخ ادراک حسی نمیداند و تبیینهایی را از این موارد پیشنهاد میدهد. سوتریو در این مقاله از انواع انفصالگرایی و استدلالهای به سود و زیان آن بحث میکند.
دو مقالۀ بعدی این کتاب به معرفتشناسی ادراک حسی میپردازند. مقالۀ «مسائل معرفتشناختی ادراک حسی» نوشتۀ لارنس بنجور جایگاه معرفتشناختی ادراک حسی را براساس نظریههای مختلفی که دربارۀ آن مطرح است، بررسی میکند: نظریۀ دادۀ حسی، نظریۀ قیدی، پدیدارگرایی، بازنمودگرایی و واقعگرایی مستقیم.
دنیل اوبرایان در مقالۀ «معرفتشناسی ادراک حسی» دربارۀ معرفتشناسی ادراکی در چارچوب انواع نظریههای معرفتشناختی مانند مبناگرایی و انسجامگرایی، بحث میکند.
آخرین مقالۀ کتاب دربارۀ محتوای ادراک حسی است. سوزانا سیگل در «محتواهای ادراک حسی» از چیستی محتوا و انواع آن (مانند محتوای راسلی، محتوای جهان ممکن، محتوای فرگهای، محتوای اشاری و محتوای چندگانه) بحث میکند. او موضوعات مهم دیگری را نیز معرفی میکند؛ از جمله اینکه کدام ویژگیهای رنگی، مکانی و سطحبالا در تجربههای ادراکی ما بازنمایی میشوند، اینکه اشیا چگونه در تجربههای ما بازنمایی میشوند (محتوای دربردارندۀ شیء، محتوای تهی و محتوای وجودی)، محتوای ادراکی چه رابطهای با مفاهیم دارد و انواع محتواهای غیرمفهومی چیست.